|
حوزه شمال تهران جبهه مشارکت ایران اسلامی
|
||
|
اطلاع رسانی درباره فعالیت ها و عملکرد حوزه شمال در رابطه با اعضا و شهروندان |
این روزها كه حال و هوای محرم و حسین است درگیر یكی از آموزههای بزرگ آن امام. آموزهای كه به نظرم مهمترین نقش را در اسطوره شدن آن اتفاق سترگ تاریخ ایفا كرد.
حكایت عاشورا، حكایت «نه» است. «نه»ای كه پیش و پس از آن هم در تاریخ اسطورهساز بوده است. «نه»ای كه محمد و ابراهیم به بتها گفتند. «نه»ای كه موسی و عیسی به قدرتهای زمانهشان گفتند. «نه»ای كه چهگوارا به سلطه گفت، «نه»ای كه گاندی به زرق و برق استعمار گفت، «نه»ای كه ماندلا در برابر آپارتاید بر سر آن ایستاد، «نه»ای كه مصدق به دربار و دنیا گفت، «نه»ای كه یك همكلاسی مدرسهایام را تبدیل به اسطوره كلاس كرد و....
فصل مشترك همه این نهها آگاهی پیش از بیان آن و پایداری بر سر آنها تا جایی است كه باید. خیلی از نهها را میشنویم و میبینیم كه چندان فضیلتی ندارند. یا به پای لجبازی گذاشته میشوند و یا به حساب نادانی.
ماجرای عاشورا را ببینید. حسین بنا بر دعوتی حركت میكند. در مسیر، راه بر او میبندند. برخی از دعوتكنندگان هم در میان لشگری بودند كه راه بر امام بستند. امام كه اینطور دید، حاضر به بازگشت از مسیری شد كه آمده بود. حتی پیشنهاد داد تا به سرزمین دیگری برود چون صرف درگیری و «نه» گفتن برایش فضیلت نبود. در واقع او برای «نه» خود ارزش و اصالت قائل بود، برای جان خود و یاران و خانوادهاش هم. حسین یك انقلابی بالفطره كه الا و بالله باید بساط شهادت برپا كند، نبود. اما سر آخر خط قرمزی هم داشت. دایره اصول امام چندان تنگ نبود كه هم آن آغاز نه را بگوید، اما سرانجامی داشت. نه كه حرف از حوصله باشد كه سرآمده بود یا نیامده بود. حكایت غضب هم نبود، بحث از اصول بود. امام حاضر به بیعتی خلاف قرارهای گذشته آن هم با فردی با ویژگیهای صاحبان قدرت آن زمان چون یزید نبود. حسین حاضر به این «بله» نشد. جایی بود كه همه دلبستگیهای زیبا و بزرگ دنیویاش چون خانواده و جان را باید وا مینهاد و چنین كرد، اما تن به زیر پا گذاشتن اصول بنیادین خود ننهاد. جایی كه حسین «نه» را گفت نهضتش اوج گرفت و اسطوره شد.
شجاعت «نه» گفتن و شناخت زمان بیان آن، نیازمند داشتن اصولی مشخص و غیرقابل تغییر در شرایط عادی است. این شناخت و شجاعت است كه نیاز همیشه ماست. اگر این اصول باشد هم كم پیش میآید كه چون حسین سر در راه آن نهاد. چون به طور معمول در مقابل صاحبان چنین اصولی بسیاری جا میزنند، اما وای به زمانی كه قدم در راهی پرمخاطره گذاشت و اصولی هم نداشت. نه تنها امیدی به رسیدن به هدف نخواهد بود كه بلایی بر سر بیاصولها خواهد آمد كه نه دنیا و آخرتی برایشان بماند و نه حتا فاتحهای پشت سرشان باشد؛ چه برسد به این علم و كتل و آیینهایی كه پس از بیش از هزار سال در مقابل شكوه آن «نه» مقدس برپا میشوند.
|
|